نقد و بررسی
کتاب ادبیات وحشت کولاک اثر گابریل دیلان انتشارات پیدایشمعرفی
چارلی فکر کرد اگر موفق نشود، دست کم خیلی سریع کار تمام خواهد شد. در نقطهای که زمین به پرتگاه میرسید، توقف کرد و تخته برفش را روی تل برفهای جلو پایش گذاشت. وقتی به خیابانهای باریک و ساختمانهایی که کیلومترها پایینتر، در درهی زیر پایش قرار داشتند نگاه کرد، موجی از وحشت سر تا پایش را گرفت. نگاهش را به جای دیگری انداخت، نشست روی برف و پاهایش را سر داد زیر بستهای درب و داغان تخته برف.














0دیدگاه